نویسنده:
پارسا.م
ولادت خجسته مولود کعبه ، حیدر کرار ، فاتح خیبر ، شافع محشر ، ساقی کوثر ، مولای متقیان ، امیر مومنان ، حضرت علی علیه السلام و گرامیداشت مقام پدر و روز مددکار مبارک باد

تو ای خدای بزرگ، علی را به ما هدیه کردی تا راه و رسم عشقبازی و فداکاری را به ما بیاموزاند، چون شمع بسوزد و راه ما را روشن کند.
و تو ای علی، حیات جاوید یافتهای، و ما مردگان متحرک آمدهایم تا از فیض وجود تو، حیات بیابیم. قسم به غم، که تا روزگاری که دریای غم بر دلم موج میزند، ای علی تو در قلب من زنده و جاویدی. قسم به عشق، که تا وقتی که قلب سوزانم میجوشد و میخروشد و میسوزد، ای علی! تو مفهوم واقعی اسلام را در معرکه حیات نشان دادی، و برتری بیچون و چرای آن را بر مکاتب فکری دیگر ثابت کردی. تو و اعجاز شهادت را نشان دادی ، و انسان را از زیر بار اسارت جبر، و ذلت تسلیم آزاد کردی، تو پرچم رسالت بزرگی را به دوش کشیدی، رسالت انسانیت، حق و عدالت، مبارزه با ظلم و ستم، اسلام واقعی و تشیع حسینی، و هزاران مومن ملتزم مسئول گرد پرچم تو آمدند، و دست به مبارزهای بی امان زدند، عدهای شربت شهادت نوشیدند و عدهای دیگر در انتظار شهادت، فداکاری و جانبازی میکنند.
ای علی عزیز! تو حسین را به ما شناساندی، تو رمز شهادت را به ما آموختی، تو نشاندادی که از آدم تا حسین، همیشه انسان، شایستهترین محصول عالم خلقت را ، برسم قربانی ؛ هدیه پروردگار عالم کرده است، تو ثابت کردی که حسین وارث همه نسلهای گذشته، مظهر همه فداکاریهای تاریخ، نتیجه تکامل همه بشریت است، و زیباترین و شایستهترین و مهمترین هدیهایست که انسان به پروردگار جهان تقدیم میدارد. ای علی! تو در دنیای معاصر، با شیطانها و طاغوتها به جنگ پرداختی با زر و زور و تزویر در افتادی، با تفکیر روحانی نمایان، با دشمنی غربزدگان، با تحریف تاریخ، با خدعه علم، با جادوگری هنر، روبرو شدی، همه آنها علیه تو به جنگ پرداختند، اما تو با معجزه حق و ایمان به خدا، و صبر و تحمل دریا، و ایستادگی کوه، و برّندگی شهادت به مبارزه خداوندان زر و زور و تزویر برخاستی و همه را به زانو درآوردی.

من دیروزاز برّش شمشیر تو لذّت میبردم و عظمت تو را در قدرتت و کلامت میدانستم، ولی امروز عظمت تو را در عشق و ایمانت، در عرفانت ، در تنهائیت، در کوههای غمت، در دریاهای دردت مشاهده میکنم، هنگامیکه دل دردمندت میجوشد و میخروشد و سر به چاه کرده میگریی، من بیش از اندازه به تو احساس نزدیکی میکنم، هر چه بیشتر بهتو تهمت میزنند، و هر جه زیادتر ازتو بد می گویند ، و هر چه شدیدتر شیعیانت را زجر و شکنجه میدهند، عشق و احترام من به تو شدیدتر و سوزانتر و عمیقتر میشود... تو ای علی تو در بغض دل ، در بلور اشگ ، در نبض لحظه ها ، در طپشهای دل ، در خلوص ایمان ، در نماز نیاز ، دروضوی مرغابی ها ، قیام درختان ، رکوع آفتابگردانها، و سجده چمن ، وشکفتن گلها و لرزش برگها و تسبیح سنگریزهها،، در تابش ماه ،و زیبایی ستارگان، و عظمت آسمان ، و شکوه و هیبت طلوع و آیات اسرار آمیز غروب ، در ستیغ کوهای سر به فلک کشیده ، در تلاطم طوفانی اقیانوسها حضور داری.
تو ای علی در جوش و خروش زنجیریان و محرومان، حیات داری. قسم به عدل و عدالت، که تا روزگاری که ظلم و ستم بر دوش انسانها سنگینی میکند، تو در فریاد ستمدیدگان علیه ستمگران میغرّی و میخروشی. قسم به شهادت که تا وقتی که فدائیان از جان گذشته، حیات و هستی خود را در قربانگاه عشق فدا میکنند، تو بر شهادت پاک آنها شاهدی و شهیدی

ز لیلایی شنیدم یا علی گقت به مجنون چون رسیدم یا علی گفت نسیمی غنچه ای را باز می کرد به گوش غنچه کم کم یا علی گفت چمن با ریزش باران رحمت دعای کرد او هم یا علی گفت یقین پروردگار آفرینش به موجودات عالم یا علی گفت دلا بایست هر دم یا علی گفت نه هر دم بل دمادم یا علی گفت به هر روز به هر شب یا علی گفت به هر پیچ به هر خم یا علی گفت دمی که روح در آدم دمیدند ز جا بر خاست آدم یا علی گفت علی در کعبه بر دوش پیمبر قدم بنهاد و آن دم یا علی گفت عصا در دست موسی اژدها گشت کلیم آنجا مسلم یا علی گفت نمی شد زنده جان مرده هرگز یقین عیسی بن مریم یا علی گفت ز بطن حوت یونس گشت آزاد ز بس در ظلمت یم یا علی گفت به فرقش کی اثر می کرد شمشیر شنیدم ابن ملجم یا علی گفت مگر خیبر ز جایش کنده میشد؟ یقین آندم علی هم یا علی گفت
|